دلار آمریکا
161,300 T
یورو اروپا
190,400 T
سکه امامی
195,500,000 T
سکه آزادی
192,000,000 T
طلا 18 عیار
19,333,800 T

خاطرات مظفرالدین‌شاه: چهار درخت نادر که به تهران آوردیم

تحلیل و خلاصه خبر

تولید شده با هوش مصنوعی

سفرنامه مظفرالدین‌شاه قاجار، نگاهی به زندگی در اروپای آن زمان می‌اندازد. این سفرنامه، جزئیات دیدارهای روزمره، مناظر چشم‌نواز و فرهنگ غنی فرنگستان را به تصویر می‌کشد. در این روایت تاریخی، از شب‌های پر از موسیقی، گفتگو و مطالعه کتاب "تذکره‌الشعرا" نیز صحبت شده است. شاعران و اشعارشان نیز در این سفرنامه مورد توجه قرار گرفته‌اند. این متن، تصویری ملموس از تجربیات یک ایرانی در قرن نوزدهم ارائه می‌دهد.
آنچه خواهید خواند ...

در بخشی از سفرنامه تاریخی مظفرالدین‌شاه قاجار، روایت جذابی از تجربیات روزانه او در فرنگستان به چشم می‌خورد که جزئیات شگفت‌انگیزی از دیدارها، مناظر زیبا و لحظات فرهنگی را بازگو می‌کند. این روزنوشت، که مربوط به روز شنبه دوازدهم جمادی‌الاول 1318 هجری قمری (معادل هفدهم شهریور 1279 شمسی) است، شاه را در میان جنگل‌ها و قصرهای باشکوه اروپا نشان می‌دهد، جایی که فرهنگ و طبیعت با هم درآمیخته و خاطراتی ماندگار خلق می‌شود.

آغاز روز و فعالیت‌های صبحگاهی

به خبرآنلاین، مظفرالدین‌شاه قاجار نخستین سفر خود به اروپا را در آخرین ماه سال 1317 هجری قمری شروع کرد و هر روز این ماجراجویی را به صورت دقیق ثبت نمود. در این بخش، به روایت روز یادشده می‌پردازیم که از سفرنامه او استخراج شده است: با شروع روز، طبق روتین همیشگی، به سمت منبع آب حرکت کردیم و مسیری طولانی را طی نمودیم؛ امیربهادر جنگ نیز همراهمان بود. پس از بازگشت به اقامتگاه، ناهار میل شد. بعد از آن، قوام‌السلطنه، حاکم محلی که فردی محترم و قابل احترام است، را به حضور آوردیم و کمی با وی گفتگو کردیم، سپس او اجازه گرفت و رفت. از آنجایی که پیشتر وعده داده بودیم روزی به عمارت پرنس مترنیخ برویم، سه ساعت بعدازظهر کالسکه را آماده کردیم. اشرف صدراعظم، امیربهادر جنگ و قوام‌السلطنه در کالسکه ما جای گرفتند و بقیه خدمتکاران نیز در کالسکه‌های دیگر همراهی کردند. در طول مسیر، از میان جنگل‌های شیب‌دار گذشتیم و در انتهای جنگل، در ماریم‌باد که شهری در هلند بوده و احتمالاً اکنون در بلژیک قرار دارد، خود پرنس برای استقبال آمد. همراه با او از چند روستای مهم گذر کردیم و در یکی از آنها، تشییع جنازه یک زن سرشناس با موسیقی و تشریفات فراوان را مشاهده نمودیم.

راهنمایی پرنس و توصیف مسیر

پرنس در تمام راه پیشتاز بود و راه را نشان می‌داد. فاصله تقریبی از ماریم‌باد تا قصر پرنس حدود یک فرسنگ و نیم بود و کل مسیر از میان جنگل به سمت جنوب ادامه داشت تا اینکه به پارکی بسیار مرتب و زیبا رسیدیم که قصر در مرکز آن واقع شده است. این پارک هیچ دیواری ندارد و عمارت دلنشین در وسط آن جای گرفته است.

در ورودی محوطه، فضای زیبایی وجود دارد که حوض آب فریبنده‌ای در مرکز آن قرار گرفته و اطرافش با گل‌کاری‌های هماهنگ آراسته شده، به طوری که انگار هنرمندان ماهر بر روی طلا کار میناکاری کرده‌اند. اطراف قصر نیز پر از گل‌کاری است و فضای آن نهایت زیبایی و آرامش را به همراه دارد.

داخل عمارت و جزئیات گالری

هنگام ورود به عمارت، دالانی در وسط ساختمان دیده می‌شود که طول آن تقریباً سی ذرع است و اتاق‌ها در دو طرف آن قرار دارند. این ساختار بسیار شبیه به عمارت نایب‌السلطنه در باغ شمال تبریز است. از دالان وارد سالنی می‌شویم که محل پله‌های عمارت است و در طبقه بالا، گالری‌ای به طول تقریبی بیست ذرع وجود دارد که پرتره‌های شاهان، امپراتوران و برخی شاخ‌های مرال و دیگر موارد در آن نصب شده است. خروس سیاه که پیشتر در جنگل قراداغ دیده و شنیده بودیم، اینجا نیز وجود دارد و سر آن را به صورت آمبمه (احتمالاً تاکسی‌درمی) آماده کرده بودند که بسیار جذاب بود.

سپس به اتاق‌های قصر وارد شدیم که مبلمان بسیار شیک و دلپذیری داشت؛ روی برخی نیمکت‌ها پوست ببر و پلنگ پهن شده بود و واقعاً مبل‌های نفیس و عالی را مشاهده کردیم. در یکی از اتاق‌ها کمی توقف کرده و گفتگویی کوتاه داشتیم، بعد برای گردش به پارک رفتیم. گل‌کاری این منطقه واقعاً بی‌نظیر است و طرح آن دقیقاً مانند نقش فرش‌های قالی است. غاری مصنوعی ساخته بودند که از چهار درخت خاص تشکیل شده بود؛ این درخت شبیه به یاس است اما ساقه‌اش ضخیم و پربار است و در ایران چنین صنعتی ندیده بودیم. درختی عالی است، بنابراین دستور دادیم نمونه‌ای از آن بیاورند تا در تهران کاشته شود. از فاصله، به نظر می‌رسید غار میان چهار درخت است، اما هنگام ورود، حوض زیبایی در وسط آن بود و اطرافش پله‌های جذاب با انواع گل‌ها و راهی که به پارک بازمی‌گردد؛ واقعاً طراحی بدیع و خلاقانه‌ای داشتند.

کشف درختان و فعالیت‌های تفریحی

در آنجا، نوعی درخت بید را دیدیم که به بید قرمز معروف است، اما ساقه‌اش آنقدر قطور بود که تعجب‌آور بود. همچنین، درختان تبریزی پربار زیادی در پارک وجود داشت که بسیار دیدنی بودند و تعدادشان بیش از دو هزار اصله بود. در نهایت، چای سرو شد. پرنس دارای همسر و دخترانی محترم، معقول و نجیب است؛ با آنها محبت نشان دادیم. چند تیر شلیک کردیم، چهار یا پنج سکه در هوا زدیم و آنها را به عنوان یادگاری به زنان و دختر پرنس و خواهر وزیر مختار انگلیس که قرار است به ایران بیاید، اهدا نمودیم.

پس از آن، از راه پایینی پارک به ایستگاه اصلی راه‌آهن در روستای شماسنی، یکی از دهکده‌های پرنس، رسیدیم. مرال‌های زیادی در جنگل مشاهده کردیم. پیاده شدیم و خواستیم تیر بیندازیم اما نشد؛ سپس سعی کردیم حرکت زیگزاگی انجام دهیم تا تیر بیندازیم ولی آنها فرار کردند، بنابراین از فاصله، با تفنگ شلیک کردیم.

پایان روز و رویدادهای شبانه

نزدیک غروب به اقامتگاه بازگشتیم و شام خوردیم. چون آن شب عید برای مردم محلی بود، سه ساعت پس از نیمه‌شب، مانند شب اول ورودمان، سربازان و موسیقی آماده شدند و چراغانی مفصلی برپا کردند که تماشایی بود. حدود سه تا چهار هزار زن و مرد برای تماشا گرد آمده بودند. وزیر دربار تشبیهی زیبا کرد و گفت: «مانند تپه بزرگی است که انواع گل‌ها در آن کاشته شده»، زیرا بیشترشان زنان بودند با کلاه‌های رنگارنگ. آوازهای عالی خواندند و موسیقی فراوانی نواختند. نور ماه و چراغ‌های الکتریکی جلوه‌ای عجیب به ماریم‌باد بخشیده بود. فواره جلوی عمارت که نور چراغ‌های الکتریکی به آن می‌تابید، بسیار جذاب بود. برخی از خدمتکاران نیز حضور داشتند. شب را تا ساعت یازده با گفتگو و تماشا گذراندیم و سپس استراحت کردیم. آن شب، کتاب «تذکره‌الشعرا» اثر امیر دولتشاه سمرقندی را از خانه آوردند و بررسی کردیم. اشعاری که در آنجا دیدیم، به دلیل زیبایی، اینجا نوشتیم:

ما را هوس صحبت جان‌پرور یار است/ ور نه غرض از باده نه مستی نه خمار است

آتش‌نفسان قیمت مِی‌خانه شناسند/ افسرده‌دلان را به خرابات چکار است

در مدرسه کس را نرسد دعوی توحید/ منزلگه مردان موحد سر دار است

تسبیح چه کار آید و سجاده چه باشد/ بر مرکب بی‌طاقت روح این همه بار است

ناصر اگر از هجر بنالد عجبی نیست/ مهجور ز یار است و پریشان ز دیار است

منبع: مظفرالدین‌شاه قاجار، «سفرنامه فرنگستان، سفر اول»، تهران: شرق، چاپ دوم، 1363، صص 189 و 190.

259

سوالات متداول

سفرنامه مظفرالدین‌شاه چه اطلاعاتی ارائه می‌دهد؟

سفرنامه مظفرالدین‌شاه، تجربیات روزانه او در فرنگستان شامل دیدارها، مناظر و لحظات فرهنگی را بازگو می‌کند.

ماریم‌باد در فرنگستان چگونه شب را سپری کرد؟

در ماریم‌باد، با چراغانی، موسیقی، آواز و گفتگو تا ساعت یازده شب گذراندند و کتاب «تذکره‌الشعرا» را بررسی کردند.

در سفرنامه مظفرالدین‌شاه از چه اشعاری نقل شده است؟

در سفرنامه، اشعاری از «تذکره‌الشعرا» اثر امیر دولتشاه سمرقندی به دلیل زیبایی، در متن سفرنامه نگارش شده‌اند.

اشتراک گذاری:
دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تبلیغــــــات
فرم زیر را تکمیل کنید، در اصرع وقت با شما در ارتباط خواهیم بود.