در سالهای اخیر، دولت سیزدهم با تمرکز بر بازسازی کارخانههای راکد و حمایت از تولید داخلی، گامهای مهمی برای تقویت اقتصاد ایران برداشته است. آمار نشان میدهد که از بیش از 50 هزار واحد تولیدی راکد در سال 1400، با احیای حدود 8770 واحد تا پایان 1402، تعداد آنها به 41 هزار واحد کاهش یافته است. همزمان، تأکید بر تأمین کالاهای اساسی برای محافظت از معیشت گروههای کمدرآمد، از جمله از طریق طرح کالابرگ الکترونیک، به عنوان راهکاری کلیدی برای کنترل تورم و کاهش فشارهای اقتصادی برجسته شده است. این رویکردها نه تنها بیکاری را کم کردهاند، بلکه زمینهای برای رشد پایدار و عدالت اجتماعی فراهم میکنند، و نشاندهنده اهمیت ادغام سیاستهای اقتصادی با نیازهای واقعی مردم است.
گامهای دولت در بازسازی صنایع راکد
دولت سیزدهم با راهاندازی برنامهای جامع برای فعالسازی کارخانههای متوقفشده، به رفع چالشهای تولید پرداخته است. این برنامه شامل برداشتن موانع عملیاتی، مانند تسهیل دسترسی به مجوزها و تأمین مالی هدفمند، شده که به بسیاری از بنگاهها کمک کرده تا دوباره فعالیت کنند. علاوه بر این، تقویت گروههای کاری برای حل مشکلات تولید و سادهسازی پرداخت بدهیهای گذشته، نقش موثری در این فرایند ایفا کرده است. رویکرد میدانی مقامات، از جمله تمرکز بر شنیدن مستقیم مشکلات کارخانهها، الگویی نوین از مدیریت اقتصادی ارائه داده و نشان میدهد که با اراده قوی، بسیاری از مسائل ساختاری قابل حل هستند.
از ابتدای فعالیت دولت، هدف قرار دادن هم واحدهای کاملاً متوقفشده و هم آنهایی که زیر ظرفیت کار میکنند، در اولویت قرار گرفت. سازمانهای مرتبط مانند سازمان صنایع کوچک و شهرکهای صنعتی، به همراه برنامههای ملی، اقدام به راهاندازی مجدد این واحدها کردند. نتیجه این اقدامات، کاهش چشمگیر واحدهای راکد از 50 هزار در سال 1400 به حدود 41 هزار تا پایان 1402 بوده است. عوامل موفقیت شامل شناسایی و برطرف کردن مشکلات تولید، هدایت منابع بانکی به سمت صنعت، و بهبود شرایط صادراتی بوده که به طور کلی به رونق اقتصادی کمک کرده است.
آموزههای جهانی برای توسعه صنعتی پایدار
کشورهای مختلف جهان با اجرای برنامههای بازسازی صنعتی، نشان دادهاند که چگونه میتوان ظرفیتهای راکد را احیا کرد. برای مثال، در اروپا، آلمان با جابهجایی از صنایع زغالسنگ و ایتالیا با نوسازی کارخانههای قدیمی، از طریق سرمایهگذاری در تجهیزات جدید و آموزش نیروی کار، به رشد پایدار رسیدهاند. ایالات متحده نیز با تمرکز بر زنجیرههای تأمین کلیدی و فناوریهای پیشرفته، از مشوقهای شرطی برای سرمایهگذاری واقعی استفاده کرده است. در آسیا، ژاپن با انتقال تولید به داخل و حمایت از ابزارهای مدرن، و کشورهایی مانند ویتنام و مالزی با پیوند تولید به صادرات، واحدهای نیمهفعال را زنده کردهاند.
- هند با طرحهای تشویقی مبتنی بر نتایج، به واحدهایی که با کمبود منابع روبرو بودند، کمک کرد تا با قراردادهای تضمینی و معافیتها، دوباره فعال شوند.
- چین با ساماندهی بنگاههای غیرفعال و انتقال منابع به بخشهای پربازده، تعادل را برقرار کرد.
- ترکیه با توسعه شهرکهای صنعتی و خدمات مشترک، الگویی برای کاهش هزینهها و افزایش صادرات ارائه داده است.
برای موفقیت، هر برنامه احیایی باید به اصول کلیدی پایبند باشد. ابتدا، هدایت منابع به صنایعی که ارزش افزوده بالایی ایجاد میکنند، مانند قطعات پیشرفته یا صنایع غذایی. دوم، اعمال شرایط عملکردی برای حمایتها، بر اساس شاخصهایی مانند تولید و اشتغال. سوم، حفظ شفافیت از طریق انتشار دادهها و نظارت عمومی. چهارم، ترکیب سیاستهای کلی با برنامههای خاص هر صنعت. پنجم، ایجاد ثبات در قیمتها و قوانین ارزی برای جلوگیری از نوسانات.
نقش استانها و جامعه در فرایند احیا
در سطح محلی، استانداران با اختیارات بیشتر میتوانند پروژهها را اولویتبندی کنند و با نظارت ماهانه، پیشرفت را تضمین نمایند. همکاری با دانشگاهها و مراکز نوآوری، مانند مدل “کارخانه با فناوری”، امکان بهروزرسانی خطوط تولید را فراهم میکند. این اقدامات نه تنها شغل ایجاد میکنند، بلکه اعتماد اجتماعی را تقویت کرده و زمینهای برای اصلاحات بیشتر فراهم میآورند. با این حال، باید از خطرات مانند احیای ظاهری یا سیاسیشدن تصمیمها جلوگیری کرد تا منابع به درستی هدایت شوند.
حمایت از معیشت با تأمین کالاهای اساسی
در دیدار اخیر دولت با رهبر معظم انقلاب، تأکید شد که تأمین کامل و بهموقع کالاهای ضروری، کلیدی برای حمایت از گروههای آسیبپذیر است. ایشان بر لزوم شکستن انحصار در واردات و تثبیت قیمتها برای حدود 10 قلم کالا، مانند نان و روغن، اشاره کردند. این سیاستها میتوانند فشار اقتصادی را کاهش دهند و به ثبات بازار کمک کنند. طرح کالابرگ الکترونیک، که برای 7 دهک جامعه طراحی شده، تاکنون دو بار اجرا شده و قرار است منظم ادامه یابد.
اجرای موفق این طرح نیازمند طراحی دقیق، شفافیت در تخصیص و نظارت بر زنجیره تأمین است. استفاده از فناوریهای هوشمند میتواند فساد را کاهش دهد و حمایتها را هدفمند کند. علاوه بر این، اصلاح ساختارهای ارزی برای واردات، از جمله کاهش رانت در ارز ترجیحی، ضروری است تا قیمتها کنترل شوند. تقویت تولید داخلی نیز باید در اولویت باشد تا وابستگی به واردات کم شود.
دلایل کلیدی اهمیت تأمین پایدار کالاهای اساسی
تأمین مداوم کالاهای ضروری، نه تنها رفاه اجتماعی را حفظ میکند، بلکه برای کنترل تورم و تقویت اقتصاد حیاتی است. این کالاها، مانند دارو و محصولات کشاورزی، بخش عمدهای از سبد مصرفی خانوارها را تشکیل میدهند و تأثیر مستقیم بر شاخص قیمتها دارند. اگر دولت ثبات در بازار ایجاد کند، میتواند از گسترش تورم جلوگیری کرده و تولید داخلی را تقویت نماید.
| دلیل | تأثیر |
|---|---|
| حفظ رفاه عمومی | جلوگیری از اختلال در سلامت و تغذیه |
| کنترل تورم | مدیریت انتظارات قیمتی |
| تقویت تولید | ایجاد انگیزه برای سرمایهگذاری |
| تابآوری در تحریمها | کاهش وابستگی خارجی |
| اعتماد عمومی | پذیرش سیاستهای اقتصادی |
در نهایت، این اقدامات باید بخشی از یک استراتژی گسترده باشند تا اقتصاد پایدار و عادلانهای ایجاد شود. با تمرکز بر اصلاحات، دولت میتواند از ابزارهای حمایتی برای دستیابی به نتایج بلندمدت استفاده کند.
منبع: گروه اقتصادی
سوالات متداول
دولت سیزدهم در احیای واحدهای تولیدی چه کرده است؟
دولت سیزدهم با تمرکز بر بازسازی کارخانههای راکد، حدود 8770 واحد تولیدی را از 50 هزار واحد راکد در سال 1400 احیا کرده است.
اهمیت تأمین پایدار کالاهای اساسی چیست؟
تأمین پایدار کالاهای اساسی رفاه عمومی را حفظ کرده، تورم را کنترل کرده و تولید داخلی را تقویت میکند.
احیای واحدهای تولیدی چه تاثیری بر اقتصاد دارد؟
احیای تولید، انگیزه سرمایهگذاری ایجاد کرده، تابآوری در تحریمها را افزایش داده و اعتماد عمومی را تقویت میکند.




