در فضای مجازی، شاهد حملات تند و تندی به همایون شجریان، هنرمند برجسته موسیقی ایران، از سوی حامیان خاندان پهلوی هستیم که با عبارتهای تحقیرآمیز مانند «شرمت باد!» او را هدف قرار دادهاند. این رخداد، که توسط سیدجواد نقوی، فعال رسانهای در تلگرام برجسته شده، برانگیزاننده سؤالاتی عمیق درباره نفاق و دوگانگی رفتار این گروه است؛ کسانی که در سالهای اخیر، نه تنها از جنگ در ایران دفاع کردهاند، بلکه در کنار اسرائیلیها، آشکارا از اقدامات نسلکشی حمایت نموده و در درگیریهای مرتبط با ایران، جان هزاران هموطن از جمله کودکان را نادیده گرفتهاند، حال خود را در موقعیتی میبینند که دیگران را به شرمساری متهم میکنند.
این وضعیت، نمونهای بارز از پدیدهای شگفتانگیز است؛ مانند آنکه قاتلی در دادگاه، بر ضرورت مهربانی تأکید کند یا هیتلری که بمباران را به عنوان ابراز دوستی توصیف نماید، یا صدامی که جنگ علیه ایران را برای وحدت اسلامی جلوه دهد. به همین ترتیب، حامیان پهلوی که پیشتر مدافع بمباران هموطنان بودهاند، اکنون افراد دیگری را به اتهام «دشمنی با وطن» محکوم میکنند. این تصویر، آنقدر واضح و آشکار است که شاید نیازی به توضیحات مفصل نداشته باشد، اما از جنبههای مهمی، درسهای ارزشمندی در بر دارد.
جنبه تاریخی
خاندان پهلوی، هرچند کوشیدند خود را به عنوان نماد پیشرفت و توسعه نشان دهند، اما مسیر رسیدن به قدرتشان همیشه با مداخلات خارجی گره خورده بود؛ از کودتای 1299 که پدربزرگ را بر سر کار آورد تا کودتای 1332 که پسر را حفظ کرد و با ساواک و اعمال خشونت پیوند خورد. اکنون، طبیعی است که نسل بعدی، با کمک اسرائیلیها، خیال بازگشت به قدرت را تمرین کند. این شرایط، روشن میسازد که پهلویها هرگز برای دستیابی به قدرت، از هیچ اقدامی دریغ نکردهاند.
باید با دقت به این مسئله نگریست؛ گرچه پهلویها امروز هیچ پایگاه محکمی در کشور ندارند، اما مانند تهاجمات مغولها به ایران، خطرناک هستند زیرا برای رسیدن به اهدافشان، هر کاری را مجاز میدانند. در برنامههای آیندهشان، هدفشان نابودی هر چهره فرهنگی و اجتماعی مؤثر است. از این رو، افرادی مانند شجریان، لاریجانی و محسن چاوشی را شدیداً مورد حمله قرار میدهند، چراکه هر کسی که بتواند ایران را از خطر نابودی مصون نگه دارد، برای دیدگاههای تهاجمی پهلوی تهدیدآمیز است و باید همانند مغولها، با شدتی تمام به آنها یورش برد.
نظریهپردازی افکار فاشیستی
حامیان پهلوی، به هر کسی که به آنها بیتوجهی کند، حملات گستردهای ترتیب میدهند؛ حتی شهرام شبپره، که به عنوان خواننده درباریشان شناخته میشد، با تهدید به قتل و انتقام روبرو شده است. با توجه به شکستهای سنگینشان، آنها میکوشند خشونت و جنایت را به امری عادی تبدیل کنند و برای ایجاد فضایی فاشیستی، تمام تلاششان را به کار میگیرند. این گروه به خوبی واقفاند که تنها در شرایطی غیرعادی و پر از خشم، میتوانند جلب توجه کنند. به عنوان نمایندگانی از میراث مغولها در دوران کنونی، که حتی حاضرند در کنار صهیونیستها از نسلکشی دفاع نمایند، میدانند موفقیتشان تنها زمانی ممکن است که جو حاکم، جنایت را به عنوان فضیلتی بزرگ معرفی کند؛ دقیقاً در چنین لحظاتی است که آنها با شدت بیشتری ظاهر میشوند.
یقیناً به یاد دارید که در ناآرامیهای سال 1401، وقتی خشونت افزایش یافت، پرویز ثابتی، رئیس سابق ساواک، پس از 43 سال، بار دیگر ظاهر شد و تلاش کرد ساواک و اعضای آن را به عنوان میهنپرستان واقعی توصیف کند. این اقدام، تصمیمی ناگهانی نبود؛ او میدانست که فقط در فضای رادیکال و خشن، میتواند سخن بگوید. پهلویها، همچون مغولها، باید در محیطی پر از خشونت حرکت کنند. از این رو، هر چیز معمولی را به سمت خشن کردن سوق میدهند تا دیده شوند. بدیهی است که ایدههایی مانند برگزاری کنسرت، که وضع را به سمت normality میبرد، خشمشان را برمیانگیزد؛ زیرا این موارد، آنها را کاملاً از اندیشه فاشیستیشان دور میکند.
*بازنشر مطالب شبکههای اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکهها منتشر میشود.
(منبع: مشرق)
سوالات متداول
چرا حامیان پهلوی به شجریان حمله میکنند؟
حامیان پهلوی به دلیل مخالفت شجریان با دیدگاههایشان و دفاع از ارزشهای فرهنگی ایران، او را مورد انتقاد قرار میدهند.
چه ارتباطی بین پهلویها و مغولها وجود دارد؟
پهلویها مانند مغولها برای رسیدن به قدرت از هیچ کاری دریغ نمیکنند و به نظر میرسد از تهاجمات مشابه استفاده میکنند.
چرا حامیان پهلوی خشونت را ترویج میکنند؟
حامیان پهلوی با ترویج خشونت و جنایت، به دنبال ایجاد فضای فاشیستی و جلب توجه در شرایط بحرانی هستند.




